دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ استز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ استبرادران طریقت نصیحتم مکنیدکه توبه در ره عشق آبگینه بر سنگ استدگر به خفیه نمیبایدم شراب و سماعکه نیکنامی در دین عاشقان ننگ استچه تربیت شنوم یا چه مصلحت بینممرا که چشم به ساقی و گوش بر چنگ استبه یادگار کسی دامن نسیم صباگرفتهایم و دریغا که باد در چنگ استبه خشم رفتهٔ ما را که میبرد پیغامبیا که ما سپر انداختیم اگر جنگ است
برچسب:
نویسنده: ساحل نصیری
تاريخ: چهارشنبه
30 آذر
1401 ساعت: 18:46